بررسی تطبیقی فلسفۀ فقه با دیگر فلسفه های مضاف همگن

Authors

رمضان علی تبار

استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

abstract

مقاله حاضر سعی دارد، ضمن بیان چیستی و تعریف «فلسفۀ فقه»، به رابطۀ آن با دیگر فلسفه های مضافِ مرتبط و همگن نظیر فلسفۀ دین و فلسفۀ معرفت دینی بپردازد. فلسفۀ فقه ـ به عنوان یکی از فلسفه های مضاف ـ به مطالعۀ عقلانی و فلسفی دربارۀ دانش فقه می پردازد و از این منظر که دانش فقه یکی از ساحت ها و رشته های معرفت دینی است، فلسفۀ فقه ارتباط وثیقی با فلسفۀ معرفت دینی دارد و ذیل آن تعریف خواهد شد. توجه شود که، از طرفی، فلسفۀ معرفت دینی یکی از محورهای کلان در فلسفۀ دین قلمداد می شود و، از طرفی دیگر، نسبت و مناسبات فلسفۀ فقه با فلسفۀ دین نیز مشخص خواهد شد. ازاین رو، با نشان دادن نسبت و مناسبات فلسفۀ فقه با فلسفۀ دین و فلسفۀ معرفت دینی، رابطۀ فلسفۀ فقه با فلسفۀ مضاف به سایر معارف دینی و همچنین منزلت و جایگاه هر یک در این منظومه معلوم خواهد شد. برآیند  نسبت سنجی دانش های یادشده تعیینِ رابطه هایی نظیر عام یا خاص بودن، زیربنا یا روبنا بودن، و تولیدی یا مصرفی بودن است. برخی از این دانش ها، ضمن اینکه نسبت به «مضاف الیه»ِ خود نقش اساسی و مبنایی دارند، نسبت به دیگر دانش های همگن روبنا، مصرف کننده و تغذیه کننده اند و برخی فلسفه های مضاف، به دلیل پیشینی و عام بودن، نسبت به دیگر فلسفه های مضاف نقش زیرساختی دارند. با تعیین نقش و جایگاه هر یک، می توان دربارۀ انتظارات خود از این گونه دانش ها داوری نمود. در غیر این صورت، فلسفه های مضاف، به ویژه فلسفه های یادشده، صرفاً یک امر انتزاعی و غیرکارآمد بوده، هیچ گونه تحولی در مضاف الیه خود ایجاد نخواهد کرد.

Upgrade to premium to download articles

Sign up to access the full text

Already have an account?login

similar resources

فلسفه های مضاف؟!

فلسفه در آغاز نامی عام برای همه دانش­ها بوده است. پس از دوران قرون وسطی غربیان به بخش طبیعیات فلسفه توجه ویژه نمودند و عالمان علوم طبیعی از عالمان سایر بخش­های فلسفه جدا شدند. در دوران معاصر رفته رفته بخش­های مختلف فلسفه – که همگی در روش غیر تجربی مشترک بودند- در غرب با عناوین مجزا از یکدیگر متمایز شدند. پس از انتقال این عناوین به اهل فلسفه ایران، اصطلاح فلسفه های مضاف در برابر فلسفه (مطلق) رای...

full text

فلسفه، فلسفه است؛ نقب و نقدی بر چیستی فلسفه‌های مضاف

چند صباحی است اصطلاح «فلسفه‌های مضاف» وارد ادبیات فلسفی معاصر ما شده است و متعاطیان این حوزه سعی بلیغی در تبیین و توضیح مقاصد و اَغراضشان از جعل و تألیف این عنوان نوپا مصروف داشته‌اند. در این جستار کوشیده‌ایم تا معضلات و معایب چنین رهیافتی را در فلسفه با توجه به خاستگاه آن بیان کنیم و در نهایت، با عنایت به این که فلسفه یک علم کلی بوده که موضوع آن «وجود من حیث هو وجود» است، نشان داده‌ایم که تنوع ...

full text

فلسفه مضاف از دید علامه جعفری

در مقاله پیش رو با روش استنباطی و اجتهادی تلاش ‌شده است با تحلیل منظومه فکری علامه جعفری در حوزه فلسفه‌های مضاف، به‏ویژه فلسفه علم، به برداشتی از ماهیت فلسفه ‌مضاف از دید وی دست یافته شود. یافته‌های مقاله را می‌توان به ‌این ‌صورت خلاصه کرد: الف) برخی از مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده فلسفه ‌مضاف روئوس ثمانیه علوم است که در آثار پیشینیان وجود دارد؛ ب) بن‌مایه‌های فلسفه ‌مضاف در اندیشه حکیمان پیشین وج...

full text

نظریة ادراکات اعتباری و فلسفه های مضاف

نظریة ادراکات اعتباری نظریه ای ابداعی و ابتکاری است که به واسطة لوازم و استلزاماتش در حوزة ادراکات عملی یا به تعبیر سنتی حکمت عملی، سرشت و سرنوشت جدیدی می یابد. این نظریه با مطرح ساختن تبیینی خاص از نحوة شکل گیری دانش های عملی انسان در تعامل با واقعِ زیستی و روانی انسان با محیط طبیعی و اجتماعی او، دست مایه و زمینة فربهی را برای گشایش افق های نظری جدید در فلسفه های به اصطلاح مضافی هم چون فلسفة اخ...

full text

My Resources

Save resource for easier access later


Journal title:
فصلنامه علمی پژوهشی آیین حکمت

جلد ۸، شماره پاییز ۹۵ - مسلسل ۲۹، صفحات ۹۷-۱۲۴

Hosted on Doprax cloud platform doprax.com

copyright © 2015-2023